لغت نامه دهخدا
( آشپزباشی ) آشپزباشی. [ پ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ( از فارسی ِ آشپز، طباخ + ترکی ِ باشی، سر و رئیس ) رئیس طباخان.
( آشپزباشی ) آشپزباشی. [ پ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ( از فارسی ِ آشپز، طباخ + ترکی ِ باشی، سر و رئیس ) رئیس طباخان.
( آشپز باشی ) ( صفت ) رئیس آشپزان رئیس طباخان.
رئیس آشپزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کباب بناب قدمتی ۱۰۰ ساله دارد و برای اولین بار شخصی به نام صمد آشپزباشی که آن موقع در راسته بازار شهرستان بناب مغازه داشته است؛ این نوع کبابها را طبخ میکردهاست.
💡 اولین کار او بازی در سالاد فصل محصول سال ۱۳۸۳ به تهیهکنندگی پدرش سید کمال طباطبایی، نویسندگی و کارگردانی فریدون جیرانی بود. او در سریالهای «باجناق ها» و ترانه مادری و آشپزباشی و قلب یخی و بچههای نسبتاً بد نیز بازی کرده بود. او در فیلم سینمایی «گور به گور» نیز به ایفای نقش پرداخت. از کارهای اخیر او، میتوان به اسب سفید پادشاه اشاره کرد.
💡 همانگونه که اشاره شد؛ بنیانگذار این نوع کباب شخصی به نام صمد آشپزباشی که حدود ۱۰۰ سال پیش در راسته بازار(به ترکی آذربایجانی: اوزون بازار؛ به معنای بازار طولانی) تیمچه دوم دکان داشته، و معروفیت کباب بناب از مغازه ایشان شروع شدهاست.