لغت نامه دهخدا
اشنان ید. [ اُ ن ِ ی َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوتوس. درخت سدر. کُنار. حندقوق. نبق: الحندقوقا و هو یطیب رائحةالید اذا غُسلت به. ( از دزی ج 1 ص 25 ).
اشنان ید. [ اُ ن ِ ی َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوتوس. درخت سدر. کُنار. حندقوق. نبق: الحندقوقا و هو یطیب رائحةالید اذا غُسلت به. ( از دزی ج 1 ص 25 ).
لوتوس درخت سدر. کنار. حندقوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاهان: گیاهان این بیابان شامل درخت اشنان، پیاز وحشی، بوته زار صحرا و علف است.
💡 21- اشـنان ماده اى است مانند چوبك كه لباس را با آن مى شويند، يعنى همان طورىكه اشنان لباس را تميز مى كند، خربزه نيز معده و روده ها را شست و شو مى دهد.
💡 از تو چند اشنان فرو ریزم به خاک دست از صابون بشستم از تو پاک
💡 پوشش گیاهی در مناطق شنی درختان تاغ و بوتههای اسکنبیل، نسی و در مناطق استپی تاغ، درمنه، جگن، رشمه، شور الوان، شور بیابانی و اشنان است.
💡 در احاديث ديگر وارد شده است كه هر چه را بخلال بيرون ميآورى بينداز و در احاديث معتبرهوارد شده است كه اندرون وبيرون دهان را بعد از طعام بسعد و اشنان بشوئيد.