لغت نامه دهخدا
اشنان سفید. [ اُ ن ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروالعصافیر. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مفردات قانون چ تهران ص 160 س 14 ). زبدالعصافیر. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
اشنان سفید. [ اُ ن ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروالعصافیر. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مفردات قانون چ تهران ص 160 س 14 ). زبدالعصافیر. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
خر و العصافیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کف بر او صابون زند تا جامه گردد سفید گو بیا اشنان و بنگر در جهان اشفاق را