اشفته مغزی
متضادها
عاقل، هوشیار
لغت نامه دهخدا
( آشفته مغزی ) آشفته مغزی. [ ش ُ ت َ / ت ِ م َ ] ( حامص مرکب ) آشفته دماغی.
فرهنگ فارسی
( آشفته مغزی ) حالت و کیفیت آشفته دماغ
جمله سازی با اشفته مغزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر آشفته مغزی، بر میفشان عنبرین کاکل دماغ بو شناسان می شناسد نکهت مو را