اشفته دل

لغت نامه دهخدا

( آشفته دل ) آشفته دل. [ ش ُ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) پریشان خاطر.

فرهنگ معین

( آشفته دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) پریشان خاطر، آشفته حال.

فرهنگ عمید

( آشفته دل ) آشفته خاطر، پریشان خاطر، پریشان حال، شوریده، مضطرب.

فرهنگ فارسی

( آشفته دل ) ( صفت ) پریشان خاطر آشفته حال.
پریشان خاطر

جمله سازی با اشفته دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو کتان زنور مه گشته دل تو منهدم آشفته دل نهاده تا که بمهر مه وشان

💡 گفتم ای آشفته دل دیشب نمی دیدم ترا گفت جا در طره ی زنجیر موئی داشتم

💡 ز غصه حیدر آشفته دل به پای طلب همیشه بر سر کوی تو از نیاز آید

💡 جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریم هر ساعت از غمان تو آشفته دل‌تریم

💡 آشفته دل ما تو کنی وین ز تو زیبا است ما را به دعای تو بود دست و هویداست

💡 در عشق تو بی‌روان نَوان بودم دوش آشفته دل و رمیده جان بودم دوش

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز