اسلام مدار
مترادفها
مذهبی، اسلامگرا
لغت نامه دهخدا
اسلام مدار. [ اِ لام ْ م َ ] ( ص مرکب ) که نظم اسلام بوجود او بسته است.
فرهنگ فارسی
که نظم اسلام بوجود او بسته است.
جمله سازی با اسلام مدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقطهٔ اسلام را پرگار کفر آمد محیط مرکز عدل حقیقی شد مدار ظلم و کین
💡 در تحلیلهای سیاسی معاصر، برخی از جریانهای اجتماعی به عنوان گروههای اسلاممدار شناخته میشوند که سعی در پیادهسازی قوانین مذهبی دارند.
💡 جامعهای که رویکردی اسلاممدار دارد، معمولاً در تصمیمگیریهای فرهنگی و حقوقی خود، به شدت از آموزههای دینی و ارزشهای سنتی الهام میگیرد.
💡 سیاستمداران اسلاممدار تلاش میکنند تا با بهرهگیری از مبانی مذهبی، پایگاه اجتماعی خود را در میان تودههای مؤمن و سنتی تقویت نمایند.