اسفالت کاری
مترادفها
آسفالت کردن، جادهسازی، روسازی
لغت نامه دهخدا
اسفالت کاری. [ اَ ] ( حامص مرکب ) آسفالت کاری. عمل اسفالت ریزی خیابان ها و جاده ها.
فرهنگ فارسی
عمل اسفالت ریزی خیابان ها و جاده ها
جمله سازی با اسفالت کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شغل بیشتر اهالی این روستا کشاورزی و دامداری و کار در کارگاه جوراب بافی و آسفالت کاری میباشد.