استعمال لفظ در مثل

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استعمال لفظ در مثل به اطلاق لفظ و اراده مثل آن بدون قصد معنا اطلاق می شود.
استعمال لفظ در مثل، از اقسام استعمال لفظ در لفظ می باشد و عبارت است از اطلاق لفظ و اراده مثل آن بدون اراده معنا، مانند این که گفته شود: «زید» در جمله «ضرب زید» فاعل است، و فقط لفظ «زید» موجود در این جمله قصد شود، نه در همه جملات مشابه آن.
توضیح
اگر شخصی یک جمله خبری واقعی را بیان کند، برای مثال، بگوید: «ضرب زید» و شنونده در صدد تجزیه و ترکیب این جمله برآید، توجه خود را صرفاً به آن جمله خاص معطوف نموده و می گوید: «زید» در جمله، عنوان فاعلی دارد؛ یعنی وی لفظ «زید» را در «زیدِ» آن جمله خاص استعمال می نماید؛ به بیان دیگر، وقتی می گوید: زید در جمله مذکور فاعل است، با زبان خویش کلمه زید را در زیدِ آن مخبر و متکلم به کار برده است.
دیدگاه اصولیون
درباره استعمال لفظ در مثل، میان اصولی ها اختلاف است؛برخی هم چون مرحوم « بروجردی » و « خویی » معتقدند استعمال لفظ در مثل از باب استعمال نیست، و برخی دیگر هم چون مرحوم « آخوند خراسانی » آن را از باب استعمال می دانند.

جمله سازی با استعمال لفظ در مثل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اين پنج آيه در سياق متحد، و جملاتش از نظر لفظ در يك سياق و از نظر معنا همبيكديگر مرتبطند، اول آنها بآخر نظر دارد و آخرش باولش، و از اينجا فهميده ميشود كهاين پنج آيه يكباره نازل شده نه در چند هنگام.

💡 254-يعنى بدون اعتقاد جزمى به وجود او، يا با توهمى كه از مفهوم لفظ دارد،يعنى صورت و هميه اى را كه از مفهوم لفظ در ذهنشحاصل شده بپرستد (نه حقيقت خارجى او را). (مؤلف - ره )

💡 خطيب بغدادى نيز روايت مذكور را با كمى اختلاف در لفظ در تاريخ بغداد (ج 12، ص91) از انس بن مالك از پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهنقل نموده است.

💡 در اين آيه شريفه بحث هايى از نظر فقه هست، كه مفسرين آن را ايراد كرده اند، و ليكنحق مطلب اين است كه احكامى كه در اين آيه آمده شخصى است، و مربوط به شخصرسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است، و هيچ دليلى از جهت لفظ در آيه نيست،كه دلالت كند بر اينكه شامل غير از آن جناب نيز هست، وتفصيل همين مطلب در كتب فقهى آمده.

💡 اولین قاعده این است که حد وسط از حیث معنا و لفظ در صغری و کبری باید تکرار شود، زیرا در صورت عدم تکرار آن، بین طرفین قیاس (اصغر و اکبر) ارتباطی حاصل نمی‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران