استعمال لفظ تثنیه در معانی متعدد

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استعمال لفظ تثنیه در معانی متعدد به بکار گیری لفظ دارای صیغه تثنیه، در معانی متعددِ مستقل اطلاق می شود.
یکی از اقسام استعمال لفظ در معانی متعدد، استعمال لفظ تثنیه در معانی متعدد و اراده هر یک به طور مستقل است، مثل این که گفته شود: «رأیت عینین» و از آن عین باکیه (چشم) و عین جاریه (چشمه) اراده شود؛ با این توجیه که جمله «رأیت عینین» به منزله این است که گفته شود: «رأیت عینا و رأیت عینا»؛ بنابراین، اگر لفظ «عین» دوبار تکرار شود، اشکال ندارد که از هر کدام معنای جداگانه ای اراده شود.
توضیح
درباره استعمال لفظ تثنیه در معانی متعدد اختلاف وجود دارد.صاحب معالم معتقد است استعمال لفظ تثنیه و جمع در بیش از یک معنا جایز و جواز آن به نحو حقیقت است و استعمال لفظ مفرد در بیش از یک معنا جایز ولی جواز آن به نحو مجاز است. برخی دیگر از اصولی ها معتقدند استعمال لفظ مفرد، تثنیه و جمع در بیش از یک معنا جایز است، هر چند این استعمال مخالف ظهور عرفی بوده و احتیاج به قرینه دارد.مرحوم « آخوند خراسانی » و مرحوم « مظفر » استعمال لفظ مفرد، تثنیه و جمع را در بیش از یک معنا جایز نمی دانند.

جمله سازی با استعمال لفظ تثنیه در معانی متعدد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضى ديگر گفته اند: اصلا كلمه (اسوء) و (احسن ) در اين آيه به معناى بدتر وبهتر نيست، بلكه در زيادى مطلق استعمال شده، چون معصيت خدا همه اش بد، و اطاعتش همهاش خوب است.

💡 مؤ لف: منظور ما از نقل كلام صاحب مجمع اين بود كه از ايشان بپرسم چرا اين معنا راتاءويل ناميده و حال آنكه تناسبى با تاويل ندارد؟ بلكه انطباق آيه شريفه با اينروايات تنزيل است نه تاءويل، مگر آنكه در پاسخ بفرمايند گاهى كلمهتاءويل در مطلق توجيه مقصود، استعمال مى شود.

💡 شاه اسماعيل دوم در شرب خمر و استعمال افيون افراط مى كرد، و اين بى بند و بارىنيز بيشتر او را از صراط مستقيم دور ساخت و به گمراهى و تباهى سوق داد.

💡 و طائفه اگر در معناى جمع استعمال شود، جمع طائف مى باشد، و اگر در معناى مفرد باشددر آن صورت مى توان گفت كه اين كلمه، كلمه جمعى است كه بطور كنايه در واحد بكاررفته، و صحيح هم هست كه بگوئيم (طائفة ) مانند (راوية ) و (علامة ) وامثال اينها است (كه حرف (تاء) در آنها علامت تاكيد و كثرت است ).

💡 مى توان گفت علاقه سببيت و مسببيت بى قرآن و ذكر خداوند باعث شده كه در آيا مذكور،ذكر در مورد قرآن استعمال شود؛ چون آيات قرآن سبب و علت ذكر حقيقى يعنى توجه بهخداوند است.با توجه به وجود همين علاقه است كه ذكر در مورد كتاب هاى آسمانى و بهخصوص تورات استعمال شده است.

💡 بر اين اساس و با توجه به فصاحت قرآن و معيار بودن آن براى سنجش صحّت و سقميا فصيح و افصح بودن استعمال هاى ادبى، مى توان نتيجه گرفت: آنچه دراستعمال عرب مرسوم است كه باء تعديه را بر سرمبدل اليه در مى آورند و مثلا مى گويند: لاتبدل الذّهب بالنحاس ؛ طلا را به مس عوض نكناستعمال نادرست يا غير فصيح است.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز