مدوس

لغت نامه دهخدا

مدوس.[ م َ ] ( ع ص ) طریق مدوس؛ کثیرالطروق. ( متن اللغة ).
مدوس. [ م ِدْ وَ ] ( ع اِ )چوب خرمن کوب. ( منتهی الارب ). آنچه بدان خرمن نرم کنند. ( از مهذب الاسماء ). مدواس. ( اقرب الموارد ). رجوع به مدواس شود. || آلت زنگ زدودن. ( منتهی الارب ). آنچه بدان آهن روشن کنند. ( از مهذب الاسماء ). چوبی که مس و فسان تیغ را بر آن محکم کنند و بدان شمشیر را صیقل زنند و جلا دهند. ( از متن اللغة ). ج، مداوس.

فرهنگ فارسی

چوب خرمن کوب

جمله سازی با مدوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدوس اپراندی (انگلیسی: Modus operandi) عادات کاری یا خوگیری کسی است، به ویژه در زمینه تحقیقات تجاری یا جنایی. اما به‌طور کلی تر، این یک عبارت لاتین است که تقریباً به عنوان حالت (یا شیوه) کار ترجمه شده‌است.

💡 مار کوتوله مدوس (نام علمی: Eirenis medus) نام یک گونه از سرده مار کوتوله است.

💡 ماتئو مدوس (ایتالیایی: Matteo Medves؛ زادهٔ ۲۰ ژوئن ۱۹۹۴) جودوکار اهل ایتالیا است.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز