مرازنه
متضادها
توافق، سازش، وفاق
لغت نامه دهخدا
( مرازنة ) مرازنة. [ م ُ زَ ن َ ] ( ع مص ) هم منزل شدن و فرودآمدن با هم. ( از منتهی الارب ): رازَنْتُه ُ؛ خاللته؛ او حاللته؛ ای حللت معه. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
هم منزل شدن و فرود آمدن با هم
توافق، سازش، وفاق
( مرازنة ) مرازنة. [ م ُ زَ ن َ ] ( ع مص ) هم منزل شدن و فرودآمدن با هم. ( از منتهی الارب ): رازَنْتُه ُ؛ خاللته؛ او حاللته؛ ای حللت معه. ( اقرب الموارد ).
هم منزل شدن و فرود آمدن با هم