لغت نامه دهخدا
( آزرمها ) آزرمها. [ زَ ] ( اِ ) حُرُم. ( دهار ).
( آزرمها ) آزرمها. [ زَ ] ( اِ ) حُرُم. ( دهار ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و هر که بزرگ دارد آزرمهای خدای خود، «فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ» آن بهست او را بنزدیک خداوند او، «وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعامُ» و شما را گشاده و حلال کرده آمد خوردن چهار پایان، «إِلَّا ما یُتْلی عَلَیْکُمْ» مگر آنچه میخوانند بر شما «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ» دور شوید و بپرهیزید ازین بتان پلید، «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» (۳۰) و دور شوید و بپرهیزید از سخن دروغ ساخته و کژ نهاده.
💡 چو آزرمها بر زمین برزنم همی بیخ ساسان زبن برکنم