لغت نامه دهخدا
ازاردم. [ اَ دَ ] ( اِ ) لوبیا. ( برهان ). ازازدم. ( جهانگیری ).
ازاردم. [ اَ دَ ] ( اِ ) لوبیا. ( برهان ). ازازدم. ( جهانگیری ).
لوبیا
💡 گفتم از آزار دشمن شادمان گردد دلم لیک چون آزار او کردی خود آزاردم ز رشک
💡 ذرهای قدرت ندارد خصم و می آزاردم وای گر مثل تو برآزار من قادر شود
💡 آزرد جانم از تو ز آزارهای پیش جان سازمش نثار گر آزاردم هنوز
💡 چه آزاردم او نه من بندهام یکی بندهٔ آفرینندهام