لغت نامه دهخدا
( از آن وقت ) از آن وقت. [ اَ وَ] ( ق مرکب ) از آنگاه.
- از آن وقت باز؛ مُنذُ. مُذ. از آن زمان پس.
( از آن وقت ) از آن وقت. [ اَ وَ] ( ق مرکب ) از آنگاه.
- از آن وقت باز؛ مُنذُ. مُذ. از آن زمان پس.
( از آن وقت ) از آن زمان پس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از ان آن شاه و آن لشکر تمام جمله مردند و نماند از خاص و عام
💡 نرگس بباغ در همه تن چشم از ان کش میل دل بسوی تماشا همیکشد
💡 در آب زندگانی موی آتش دیده را ماند رگ جانی که پیچ و تاب از ان موی کمر گیرد
💡 زهی نادان که در جسمی بمانده از ان اینجا تو بی اسمی بمانده
💡 چو رای خواجه میلش زی بلند یست از ان طبعم چنین جویای سروست
💡 چو بحر بر سر از ان کف زنم که از کف من دری فتاده که در هیچ کان و معدن نیست