لغت نامه دهخدا
( آرایش کردن ) آرایش کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزیین. تزیّن. آراستن. جلوه کردن. || طرازیدن. پدرام کردن. تدبیج. تنقیش. خودسازی.
( آرایش کردن ) آرایش کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزیین. تزیّن. آراستن. جلوه کردن. || طرازیدن. پدرام کردن. تدبیج. تنقیش. خودسازی.
( آرایش کردن ) تزئین آراستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرایش کردن و کلاهگیس برای زنان احتمالاً ممنوع بوده است، چرا که در ارداویرافنامه آمده است که زنی که بر صورتش «رنگ نهاده» و از موی دیگران استفاده کرده و چشم پارسایان را به گناه کشیده، به دوزخ افکنده شده.
💡 در تاریخ رژ گونه توسط مصریان باستان استفاده میشد. از این وسیله برای سرخ کردن لبها هم استفاده میشده، کاری که امروزه رژ لب انجام میدهد. در برخی زمانها مانند عصر ریجنسی انگلستان، رژ گونه هم توسط زنان هم توسط مردان استفاده میشدهاست. در دوره ویکتوریای بریتانیا، زمانیکه آرایش کردن نشانه بیاخلاقی بود، بانوان متوسل به نیشگون گرفتن از گونهها یا گازگرفتن لبها میشدند.