احترام حاکمان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احترام حاکمان (قرآن). سجده ای که در برابر یوسف انجام شد، یا برای خدا بوده (سجده شکر)، همان خدایی که این همه موهبت و مقام عظیم به یوسف داد و مشکلات و گرفتاری های خاندان یعقوب را برطرف نمود و در این صورت در عین اینکه برای خدا بوده؛ چون به خاطر عظمت موهبت یوسف انجام گرفته است و یا اینکه منظور از سجده مفهوم وسیع آن یعنی خضوع و تواضع است؛ زیرا سجده همیشه به معنی معروفش نمی آید؛ بلکه به معنی هر نوع تواضع نیز گاهی آمده است.
احترام حاکمان به حق، بسیار شایسته و پسندیده است: •• «وَرَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ یَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِیلُ رُؤْیَایَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّی حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِکُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَبَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ»؛ «و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگی به خاطر او به سجده افتادند؛ و گفت: «پدر! این تعبیر خوابی است که قبلاً دیدم؛ پروردگارم آن را حق قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه می خواهد (و شایسته می داند،) صاحب لطف است؛ چراکه او دانا و حکیم است!».
← بررسی تفسیری آیه
۱. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۰.
...

جمله سازی با احترام حاکمان

💡 دلیل این مهاجرت از یکسو افزایش تهدیدات حاکمان عثمانی نسبت به شیعیان جبل عامل و از سوی دیگر احترام فراوان حاکمان آن زمان ایران (پادشاهان صفوی) به عالمان دینی بود. حاکمان صفوی با این کار ضمن ترویج دین و کمک به اقتدار سیاسی ایران به تحکیم سلطنت خود نیز کمک می‌کردند. عالمان شیعی نیز در این بستر مناسب ضمن ترویج مذهب تشیع اثنی عشری، از گسترش صوفیگری در جامعه آن زمان جلوگیری می‌نمودند.

💡 از مسائل مورد توجه هنرمندان مسلمان، به تصویر کشیدن شخصیت‌های قرآنی است. در این خصوص، تصاویری که از زنانی در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند، مورد بررسی‌هایی قرار گرفته است. در تصاویری که از حوا به ثبت رسیده است، او را زنی وسوسه‌کننده به تصویر کشیده‌اند. از دیگر موارد مورد توجه در هنر اسلامی، به تصویر کشیدن زلیخا بوده است. اولین پیکرنگاری‌ها از زنان در عصر هنر اسلامی، به اوایل قرن دوم هجری بر می‌گردد. این پیکرنگاری‌ها در کاخ‌های خلفا برای تزئین صورت می‌گرفت و بیشتر در شام و عراق مرسوم بود. زنان در این نقاشی‌ها بیشتر به شکل رقصنده، نوازنده یا ساقی نقاشی می‌شدند. با وجود اینکه این آثار در دوره اسلامی به تصویر کشیده شده‌اند، اما کمتر از روح و معنویت اسلامی در آن دیده می‌شود؛ بنابراین، آثار به جا مانده از سده‌های اول اسلامی، به جهت در خدمت حاکمیت بودن هنر و عدم التزام عمیق حاکمان به شریعت اسلام، زنان تصویرنگاری شده بیشتر در حرمسراها و مجالس لهو بوده‌اند. با گذشت زمان و فراگیری فرهنگ اسلامی در میان عموم مردم، تصاویر زنان به صورت اسطوره‌ای و نمادین با بیانی پاک و قابل احترام نگارگری شده‌اند. در حوزه هنر، یکی از تحریف‌های صورت گرفته، نقاشی زنان سرتاپا پوشیده مسلمان در انظار عمومی و زنانی کاملاً برهنه در خلوت‌گاه‌ها و حرمسراها بوده است که بیشتر در دوران محدودیت‌های ویکتوریا به تصویر کشیده شده‌اند و تصویر اشتباهی از زن مسلمان به غرب منتقل می‌کردند.