اتش موسی

لغت نامه دهخدا

( آتش موسی ) آتش موسی. [ ت َ ش ِ سا ] ( اِخ ) آتشی که بر موسی علیه السلام تجلی کرد. آتش طور:
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی.حافظ.

فرهنگ فارسی

( آتش موسی ) آتشی که بر حضرت موسی تجلی کرد آتش طور

جمله سازی با اتش موسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پرتو روی تو یا شعشعه جام شراب یا مگر آتش موسی ز شجر می‌تابد

💡 هم، مجمره ی آتش موسی است، چراغم؛ هم، مروحه ی نفحه ی عیسی است، ضمیرم

💡 چو شد ضمیر تو جای تجلی انوار چو گشت باطن تو طور آتش موسی

💡 بیا و خرمن تقوی به باد عاشقی بر ده که دارد آتش موسی شراب ناب اسرارش

💡 آتش موسی گرفت در کمر کوهسار شعله به گردون رساند آه دل کوهکن

💡 به‌ کف بطی ز میش لعل رنگ و مشکین بوی بسان آتش موسی به آب خضر عجین

💡 در داستان‌های مذهبی و کتاب‌های مقدس، مشاهده آتش موسی در کوه طور به عنوان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های نبوت و مکالمه با خداوند ذکر شده است.

💡 نماد آتش موسی در متون عرفانی اغلب به عنوان مظهر نور الهی و حقیقت مطلق تفسیر می‌شود که قلب انسان را برای دریافت وحی آماده می‌کند.

💡 تحلیل تاریخی و کلامی روایت آتش موسی نشان‌دهنده اهمیت تجربیات شهودی و نشانه‌های ماورایی در مسیر هدایت پیامبران بزرگ در تاریخ بشریت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران