ابن غز

لغت نامه دهخدا

ابن غز. [ اِ ن ُ غ ُ ] ( اِخ ) یکی از ترکان غز:
نان و آش و شیر آن هر هفت بز
خورد آن بوقحط عوج ابن غز.مولوی.و رجوع به عوج بن عوق شود.

فرهنگ فارسی

یکی از ترکان غز

جمله سازی با ابن غز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا کند از جان نثار حضرت میمون تو با یسار ابن یمین از در موزون باد و هست

💡 در كتاب ((طبقات )) از ابن عباس ذكر نموده به روايت او از عبداللّه بن بكر بن حبيب سَهْمىكه گفت: خبر داد مرا حاتَم بن صَنعه بر آنكه ((اُمُّالْفَضْل ))زوجه عباس بن عبدالمطلب -رضوان اللّه عليهما-

💡 ز ابن یمین خیره شد چشم خرد کو چسان کرد چو عیسی به دم زنده رفات سخن

💡 118-  به الغدير ج 7 ص 198 و 89 و 298 و 299 مراجعه شود، احاديث مربوطبه مناقب حضرت على عليه السلام قطعى و در كتب معتبراهل سنت موجود است به مناقب ابن مغازلى رجوع شود.

💡 نکنند ابن یمین را زتو ایدوست جدا دشمنان گر همه شمشیر و سپر بردارند

💡 چون اين نامه به دست عمر سعد رسيد، گفت: مى دانستم كه ابن زياد راه آشتى و سلامت را نمى پيمايد!

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز