لغت نامه دهخدا
ابن طبیب. [ اِ ن ُ طَ ] ( اِخ ) رجوع به ابن دخوار شود.
ابن طبیب. [ اِ ن ُ طَ ] ( اِخ ) رجوع به ابن دخوار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهگفتهٔ طبرسی، برخی از امامیه بر اساس حدیثی که به مقتضای آن، همهٔ ائمه به شهادت از دنیا میروند، باور داشتند که حسن عسکری نیز مسموم شده است. ابن شهرآشوب به استناد برخی نوشتهها ازجمله دلائل الامامة وی را شهید میداند. در منابع متأخر با تکیه بر قول به مسمومیت، نقل است که خلیفهٔ وقت از دستور خود نسبت به قتل وی پشیمان شد، طبیبان را ملازم خانهٔ او ساخته تا علاجی حاصل شود، اما کوشش آنان سودی نداشت و سم منجر به وفات حسن عسکری شد. به نظر رسول جعفریان کشتهشدن وی امری کاملاً محتمل است.
💡 پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت