ابن بخت

لغت نامه دهخدا

ابن بخت. [ اِ ن ُ ب ُ ] ( اِخ ) میمون بن البخت. اصلاً از واسط بود. در خوزستان متولد شد و در هرات اقامت داشت و ظاهراً معاصر ابوعلی بن سیناست. او طبیبی فیلسوف است و منطق و طبیعیات و الهیات شفا را از حفظ داشت و با اهل جاه و مال کمتر آمیزش میکرد. چنانکه ظهیرالملک بیهقی حاکم هرات او را به اجبار و با تدابیری بعیادت مَرْضای خویش می برد. ( شهرزوری ) ( روضات ).

جمله سازی با ابن بخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شام تا بسحر در غم تو ابن یمین چو بخت صاحب صاحبقران عهد نخفت

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز