ابن الارض

لغت نامه دهخدا

ابن الارض. [ اِ نُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) غریب. مسافر. || آن گیاه که زود دررسد و زود وابرسد. ( مهذب الاسماء ). || گیاهی است مانند مو و آنرا میخورند. ( منتهی الارب ).نوعی از تره ها. || غدیر. ( تاج العروس ). وظاهراً مصحف غریب یا غراب باشد. || ذئب. گرگ. ( المزهر ). || غراب. کلاغ. ( المزهر ).

فرهنگ فارسی

غریب مسافر نام گیاهی است گرگ کلاغ

جمله سازی با ابن الارض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن سائل گفت: این دلیل است که نخست آسمان آفرید، و پس زمین، و جای دیگر گفت: خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً الی قوله: ثُمَّ اسْتَوی‌ إِلَی السَّماءِ، و این دلیل است که نخست زمین آفرید. ابن عباس جواب داد آن سائل را که: خلق الارض فی یومین ثم استوی الی السماء فسوّیهن فی یومین آخرین، ثم نزل الی الارض فدحیها.

💡 ابن حوقل در کتاب صورة الارض نقل می‌کند که مردم سیستان برای دفع ریگ‌های روان از شهر زرنج گردباد می‌ساختند و ریگ را از یک جای به جای دیگر طوری منتقل می‌کردند که به زمین مجاور آسیبی نمی‌رسید. او می‌نویسد:

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز