لغت نامه دهخدا
ابن ابی خالد. [ اِ ن ُ اَ ل ِ ] ( اِخ ) طبیبی مشهور از مردم فارس صاحب کُنّاش و کتابی در شرح کشاورزی ایرانیان. ( لُکلرک ).
ابن ابی خالد. [ اِ ن ُ اَ ل ِ ] ( اِخ ) طبیبی مشهور از مردم فارس صاحب کُنّاش و کتابی در شرح کشاورزی ایرانیان. ( لُکلرک ).
طبیبی از مردم فارس
💡 علیالخصوص، شورش سپاهیان و همچنین برادر طاهر، حسن، پس از وفات طاهر موجب گشت که مأمون با وجود عصیان شخص طاهر، حکومت فرزند وی را تأیید کند و حتی احمد بن ابی خالد را برای کمک به او و ایجاد ثبات در آن ناحیه گسیل دارد که مأمون به علت نفوذ خاندان طاهری و واهمه از وقوع ناآرامیهای بعدی، حسن را عفو کرد و پس از آن نیز همواره میان آنان و خلفا روابط دوستانه برقرار باشد.
💡 در این باره احمد بن ابی خالد که سابقهٔ دوستی با طاهر بن حسین را داشت شروع به دگرگون کردن ذهن مأمون دربارهٔ تواناییهای غسان بن عباده کرد و سرانجام موفق شد نظر او را دربارهٔ غسان تغییر دهد و پس از برکناری او، طاهربن حسین را برای ولایت خراسان پیشنهاد کرد که مورد قبول مأمون واقع شد و طاهر والی خراسان شد.
💡 علیالخصوص شورش سپاهیان و همچنین برادر طاهر، حسن، پس از وفات طاهر، موجب گشت که مأمون با وجود عصیان شخص طاهر، حکومت فرزند وی را تأیید کند و حتی احمد بن ابی خالد را برای کمک به او و ایجاد ثبات در آن ناحیه گسیل دارد، که مأمون به علت نفوذ خاندان طاهری و واهمه از وقوع ناآرامیهای بعدی، حسن را عفو کرد و پس از آن نیز همواره میان آنان و خلفا روابط دوستانه برقرار باشد.