ابادت
مترادفها
پرستش، بندگی، تکریم
لغت نامه دهخدا
ابادت. [ اِ دَ ] ( ع مص ) هلاک کردن. || هلاک شدن.
فرهنگ عمید
هلاک کردن، نابود ساختن.
جمله سازی با ابادت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه دل شادت نخواهد باد عیش او دژم وان که آبادت نخواهد باد عمر او خراب
💡 غمین باد آن که او شادت نخواهد خراب آن کس که آبادت نخواهد
💡 غمین داری مرا شادت نخواهم خرابم خواهی آبادت نخواهم
💡 از آن همه ثروت وکیل آبادت یک غاز به من نمیدهی ای کونی
💡 در عافیت آبادت از رخنه درآمد غم، پس رخنه چنان گشتی کآباد نخواهی شد.
💡 دل خسرو تن است، چو ویران شد ویرانهای چسان کند آبادت