فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) (مص م. ) هلاک ساختن.
( ~. زَ دَ ) (مص م. ) هلاک ساختن.
( مصدر ) هلاک ساختن نابود کردن.
💡 نماند به هند اندرون رنگ و بوی به رنگ طبر خون شود آب جوی
💡 مر او را بر و چهره ی سیمگون گرفته است رنگ طبر خون زخون
💡 بی گل عارضت از خون جگر هر سحری شبه آید رخ من رنگ طبر خون گیرد
💡 از حسد نطق او که رشک طبر زد اشک طبر زد گرفته رنگ طبر خون
💡 تا همی مریخ را درسبزه باغ سپهر هر شبی بینند بر لون طبر خون آمده
💡 فرازش ز خونم چو کوه طبر خون نشیبش ز اشکم چو دریا ز گوهر