لغت نامه دهخدا
( آب علا ) آب علا. [ ب ِ ع َ ] ( اِخ ) نام چشمه ای بدماوند که آب آن دَم دارد و یکی از بهترین آبهای نوع خود برای گوارش و دیگر خاصیتهای طبی است.
( آب علا ) آب علا. [ ب ِ ع َ ] ( اِخ ) نام چشمه ای بدماوند که آب آن دَم دارد و یکی از بهترین آبهای نوع خود برای گوارش و دیگر خاصیتهای طبی است.
( آب علا ) نام چشمه ای به دماوند که آب آن دم دارد
💡 بهاره، روستایی در دهستان رودزیر بخش علا شهرستان صیدون در استان خوزستان ایران است.
💡 چون علای دین و دولت آنکه از اقبال او لاله روید از میان خاره در فصل خران
💡 از اين مخلوقات ميان تهى، پوچ و هيچ، باكى نداشته باش و چشم اميدى هرگز به آنهامبند، كه چشم داشتن به غير او شرك است و باك از غير اوجل و علا و كفر.
💡 پـنـجم، احتمالى است كه به نظر نويسنده رسيده است. و آن معلوم شود پس از تذكر يكمـقـدمـه كـه در عـلم اسـمـاء و صـفـات مـقـرر اسـت. و آن ايـن اسـت كه از براى ذات مقدس حقجل و علا اعتباراتى است كه براى هر اعتبارى اصطلاحى مقرر شده:
💡 بر عرش ذره ذره خداوند مستوی است چه ذرهای در اسفل و چه عرش بر علا
💡 عالی علاء دولت و دین آنکه تا بحشر هرگز مباد دولت و دین را جز او علا