فرهنگ معین
( آب شدن ) (شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گداختن، ذوب شدن. ۲ - شرمنده شدن. ۳ - ناپدید شدن. ۴ - لاغر و نحیف شدن.۵ - خجالت کشیدن.،از خجالت ~الف - بسیار شرمگین شدن. ب - رفتن آبرو.
( آب شدن ) (شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گداختن، ذوب شدن. ۲ - شرمنده شدن. ۳ - ناپدید شدن. ۴ - لاغر و نحیف شدن.۵ - خجالت کشیدن.،از خجالت ~الف - بسیار شرمگین شدن. ب - رفتن آبرو.
( آب شدن ) ( مصدر ) ۱ - گداختن ذوب شدن تبدیل بمایع شدن. ۲ - شرمنده شدن شرمگین گشتن. یا از شرم ( خجالت ) آب شدن. بسیار شرمگین گشتن. ۳ - رفتن آبرو از بین رفتن رونق و رواج. ۴ - ناپدید شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این آتشی که چهره او برفروخته است دل را به غیر آب شدن نیست چاره ای
💡 سالها قبل از این که بشر به تکنولوژی تولید یخ از آب برسد، مردمان منطقه یزد برای خنک کردن آب در گرمای تابستان با استفاده از قاطرچیان با بریدن قطعات یخ از منطقه برفخانه و جهت جلوگیری از آب شدن با قرار دادن آنها در میان کاه، این قطعات را به پایین حمل میکردند.
💡 رودخانه های فراوان در شهرستان جریان دارد، كه اكثر آنها فصلی است و از آب شدن برف ها و بارندگی های فصلی به وجود می آید.
💡 «مرگِ ارواح، آب شدن است و مرگِ آب، زمین شدن؛ اما آب از زمین، و روح از آب برمیآید.»
💡 سیلهای با سرعت تشکیل پایین عمدتاً در رودهای بزرگ با حوضه آبریز وسیع رخ میدهند. افزایش جریان ممکن است ناشی از بارش پیوسته، آب شدن سریع برفها، بادهای موسمی یا توفندها باشد.
💡 راسپوتیتسا (روسی: распу́тица) یک اصطلاح روسی برای دو فصل از سال، بهار و پاییز است، زمانی که سفر در جادههای آسفالت نشده یا در سراسر کشور به دلیل شرایط گل آلود ناشی از باران یا آب شدن برف دشوار میشود. راسپوتیتسا همچنین به شرایط جاده در هر دو دوره اشاره دارد.