معنی دقیق واژه «فیوف» جاهای هموار، دشتهای پهن و بیابانهای بیآب است و به سرزمینهای وسیع و صاف گفته میشود که معمولاً از آب و آبادانی دور بوده و بیشتر به صورت صحراها و دشتهای خشک و گسترده دیده میشوند. «فیوف» جمع واژه «فیف» است و در زبان فارسی و عربی کهن برای اشاره به سرزمینهای گسترده، صاف و هموار به کار میرود. این واژه بیشتر در متون ادبی، تاریخی و لغوی دیده میشود و معنای آن نواحی باز و وسیعی است که پستی و بلندی چندانی ندارند. در بسیاری از کاربردها، «فیوف» به بیابانهای خشک و کمآب یا بیآب نیز اطلاق میشود؛ یعنی سرزمینهایی که هموارند اما از منابع آب و آبادانی بهره چندانی ندارند. از نظر معنایی، این واژه تصویری از دشتهای باز، پهناور و خلوت را در ذهن ایجاد میکند. در متون کهن، شاعران و نویسندگان از این واژه برای توصیف فضاهای وسیع طبیعی و صحراهای دورافتاده استفاده کردهاند. از دیدگاه لغوی، تأکید اصلی این کلمه بر همواری زمین و وسعت فضا است. همچنین، همراه شدن آن با مفهوم بیآبی، بعدی از خشکی و سختی محیط را نیز به معنا میافزاید. بنابراین، در یک تعریف علمی و دقیق میتوان گفت که «فیوف» به معنای زمینهای صاف، گسترده و بیآب، بهویژه دشتها و بیابانهای وسیع است. این واژه از جمله تعبیرهای ادبی و کهن زبان عربی به شمار میآید که بار تصویری و توصیفی نیرومندی دارد.
فیوف
لغت نامه دهخدا
فیوف. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ فیف. ( منتهی الارب ). جاهای برابر و هموار، بیابانهای بی آب. ( از آنندراج ). رجوع به فیف شود.
جمله سازی با فیوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صلیب دو میله همچنین، از حدود سال ۱۱۴۰، در کوپنیک، برانیبور (برلین کنونی، براندنبورگ) استفاده شد، همانطور که در یکی از پنج تابش براکتات نقره ایاکشا (Jaxa)، یک ایالت مسیحی، فیوف لهستان دیده میشود. (اسقف اعظم گنیزنو)، که تا زمان تهاجم و نابودی آن توسط «جنگ صلیبی وندی» آلمانی در سال ۱۱۴۷ ساخته شد.