فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) خاتمه یافتن، به پایان رسیدن.
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) خاتمه یافتن، به پایان رسیدن.
( مصدر ) ۱ - حل و فصل کردن ( امور ). ۲ - انجام شدن به پایان رسیدن.
خاتمه یافتن، به پایان رسیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از بازنظامیسازی راینلانت در روز ۷ آوریل سال ۱۹۳۶، کایتل برای نخستین بار در یک دیدار رسمی برای ارائه گزارش نزد هیتلر فراخوانده شد. در این جلسه، کایتل در پاسخ به پرسش هیتلر مبنی بر چگونگی واکنش به خواسته بریتانیاییها در عدم احداث استحکامات در آن سوی راین، گفت که آلمان اعلام کند فعلاً هیچ استحکامات دائمی در این منطقه احداث نخواهد کرد. هیتلر این پیشنهاد را به این صورت تغییر داد که آلمان در حالتی از طفره، به طرف مقابل اعلام میکند که این خواسته آنها را در نظر خواهد گرفت؛ البته درحالی که هنوز هیچ برنامهای برای ساخت استحکامات ندارد. کایتل فیصله یافتن این قضیه بدون درگیر شدن با قدرتهای خارجی را حاصل از «غریزه سیاسی بسیار پرورشیافته» هیتلر توصیف کردهاست.