لغت نامه دهخدا
فلال. [ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فِل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به فِل شود.
فلال. [ ف ُل ْ لا ] ( ع اِ ) لشکر هزیمت یافته. ( منتهی الارب ). ج فَل. رجوع به فَل شود.
فلال. [ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فِل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به فِل شود.
فلال. [ ف ُل ْ لا ] ( ع اِ ) لشکر هزیمت یافته. ( منتهی الارب ). ج فَل. رجوع به فَل شود.
لشکر هزیمت یافته. جمع: فل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبداللطیف فلالی (عربی: عبد اللطيف الفلالي؛ زادهٔ ۲۶ ژانویهٔ ۱۹۲۸ – درگذشته ۲۰ مارس ۲۰۰۹) یک سیاستمدار اهل مراکش بود. وی از مه ۱۹۹۴ تا فوریه ۱۹۹۸ نخستوزیر این کشور بود.