فستجان

لغت نامه دهخدا

فستجان. [ ] ( اِخ ) از نواحی شیراز. ( از معجم البلدان ). این ریگ به روزگار متقدم دیهی بود. ( فارسنامه ابن بلخی ).
فستجان. [ ] ( اِخ ) از دیه های وازکرود. ( تاریخ قم ص 137 ).

جمله سازی با فستجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از آرام کردن مردم دارابجرد، خبر شورش دوباره اهل استخر و گور به عبدالله رسید. او به سوی گور پیشروی کرد و آنجا را محاصره نمود. پیش از او هرم بن حیان نیز گور را محاصره کرده بود ولی نتوانسته بود آن را بگشاید. به گفته ابن اثیر اعراب چندین سال با اهل گور در جنگ بودند و کسی یارای فتح آن را نداشت. شبی یکی از اعراب در هنگام نماز کیسهٔ نان و گوشتی در کنار خود نهاده بود. ناگهان سگی آمد و آن را برداشت و فرار کرد و از یک راه زیرزمینی وارد شهر شد. این اتفاق سبب شد که مسلمانان از آن راه پنهانی رسیدن به شهر را کشف کنند و با شمشیر آنجا را فتح نمایند. ابن عامر پس از گور، کاریان و فستجان را نیز که دوباره شورش کرده بودند تصرف کرد. عبدالله بن عامر سپس به استخر که آن نیز در شورش بود بازگشت. عبدالله برای گشایش شهر از منجنیق استفاده کرد و پس از فتح آن کشتار زیادی به راه انداخت که آمار آن را بیش از ۴۰٬۰۰۰ نفر ذکر کرده‌اند.

کرملین یعنی چه؟
کرملین یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز