فرموشی

لغت نامه دهخدا

فرموشی. [ ف َ ] ( حامص ) مخفف فراموشی. ازیادبردگی و ازیادرفتگی:
هر یادکه بود رفت بر باد
جز فرموشی نماند در یاد.نظامی.

جمله سازی با فرموشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قندهاریان این اوراق را در همان جلسه روی طاقچه گذاشته و معلوم بود که اقدامی درباره ی آن صورت نداده است و آن روز به علت فرموشی و بی توجهی آن را به دست دکتر خنجی داد.

💡 قندهاریان این اوراق را در همان جلسه روی طاقچه گذاشته و معلوم بود که اقدامی دربارهٔ آن صورت نداده‌است و آن روز به علت فرموشی و بی‌توجهی آن را به دست دکتر خنجی داد.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز