علونی

لغت نامه دهخدا

علونی. [ ع َ ] ( اِخ ) محمدبن احمدبن علی بن یحیی بن علی بن محمدبن قاسم بن حمود حسنی تلمسانی مالکی،مکنی به ابوعبداﷲ. فقیه و متکلم و اصولی بود که در تلمسان متولد شد و همراه سلطان ابوعنان به فاس رفت. سپس به تلمسان بازگشت و در مدرسه ای در آنجا به تدریس پرداخت. تولد او در سال 710 و وفاتش در 771 هَ. ق.بوده است. و «علونی » نسبت به قریه ای است از قرای تلمسان. او راست: 1- شرح جمل خونجی. 2- کتابی در قضا وقدر. 3- المفتاح فی اصول الفقه. ( از معجم المؤلفین ج 8 ص 301 از البستان و نیل الابتهاج و اعلام زرکلی ).

جمله سازی با علونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این دیدگاه انعکاس‌دهنده گزارشی است که توسط اسامه بن لادن در مصاحبه‌اش در اکتبر ۲۰۰۱ میلادی با تیسیر علونی ارائه شده:

💡 تعدادی از سازمان‌های خصوصی و بین‌المللی این دستگیری را محکوم نموده و درخواست کردند که دادگاه اسپانیایی، تیسیر علونی را آزاد کند. وبسایتهایی همچون: آزادی تیسیر علونی Free Taysir Allouni و هم آوا با علونی

💡 Alony Solidarity در حمایت از علونی ایجاد گردیدند.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز