عذراوات

لغت نامه دهخدا

عذراوات. [ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عذراء. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جمع عذرائ

جمله سازی با عذراوات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عذراء صفت است به معنى بكر دوشيزه گوهر ناسفته يا سوراخ نشده است كه جمع آن(عذراى و عذراوات ) آيد و ازرا بمعنى نقص و سستى است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران