عازبه

لغت نامه دهخدا

( عازبة ) عازبة. [زِ ب َ ] ( ع ص، اِ ) زن مرد. ( منتهی الارب ). || شتر. ( منتهی الارب ). || زنی که در هنگام طهر شویش غایب باشد. ج، عَوازِب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با عازبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سدهٔ هشتم میلادی شاخه‌ای از قریش که قریش عازبه نامیده می‌شد، ساکن سرزمین بحرین شدند. بخشی از آنان به مرو، خراسان کوچیدند که خاندان جهم/جهمی‌ها از آنان بودند. در اوایل برپایی دولت عباسی، «جهم بن بدر بن جهم»، پدر و ریشهٔ پدری علی بن جهم، به بغداد بازگشتند. علی بن جهم در سال ۸۰۴م / ۱۸۸ق در بغداد زاده شد. به خوانش آثار فلسفی پرداخت و در قضایای علم کلام مناظره می‌کرد، «به معتزله حمله می‌برد و با زنادقه مجادله می‌نمود». با این حال، گرایش به ادبیات و سرودن بر او چیره شد و از دوستان نزدیک ابوتمام گشت.

💡 قال على (ع ):... فان المبايعين لى لما لم يطيمعوا فى تلك منى و ثبوا بالمراه على وانا ولى امرها و الوصى عليها فحملوها علىالجمل و شدوها على الرحال و اقبلوا بها تخبط الفيافى و تقطع البرارى و تنبح عليهاكلاب الحواب و تظهر لهم علامات الندم فىكل ساعه و عند كل حال فى عصبه قد يايعونى ثانيه بعد بيعتهم الاولى فى حياه النبىحتى اتت اهل بلده قصيره ايديهم طويله لحاهم قليله عقوله عازبه آراوهم و هم جيران بدو ووراد بحر فاخرجتهم يخبطون بسيوفهم من غير علم و يرمون بسهامهم بغير فهم....(332)

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز