لغت نامه دهخدا
عارف اندیش. [ رِ اَ ] ( نف مرکب ) کسی که اندیشه عارفانه دارد. عارف دانا:
عارف اندیش بود وراه شناس
پارسائیش را نبود قیاس.نظامی.
عارف اندیش. [ رِ اَ ] ( نف مرکب ) کسی که اندیشه عارفانه دارد. عارف دانا:
عارف اندیش بود وراه شناس
پارسائیش را نبود قیاس.نظامی.
( صفت ) آن که اندیشه عارفانه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکنون، استاد آشتیانی به احترام این بانوی دانشمند و عارف اندیش از جای برخاسته بود و دو سه قدمی جلو آمده بود.