طابه

لغت نامه دهخدا

( طابة ) طابة. [ ب َ ] ( ع اِ ) شراب انگوری. ( منتهی الارب ). خمره خمر. طیّب صافی که به فارسی می خوشخوار نامند. شراب خوشخوار. ( مهذب الاسماء ). || نام ثمری است که در مدینه منوره یافت میشود. ( فهرست مخزن الادویه ). || خرما. || ( اِخ ) نام مدینه منوره. ( منتهی الارب ). || جایگاهی است در زمین طی. ( مراصد الاطلاع ).

جمله سازی با طابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگران گمان کرده‌اند که نام یثرب مأخوذ از ثرب به معنای فساد یا از تثریب یعنی «مؤاخذه به علت گناه» است و نوشته‌اند که پیامبر به دلیل کراهت از تثیرب، از نامیدن این شهر به اسم یثرب نهی کرد و آن را طیبه و طابه نامید. بلاذری می‌نویسد که یثرب به نام رئیس گروهی از عمالقه نامیده شده‌است که پس از بیرون راندن بنی عبیل بن عوص بن ارم بن سام، از فرزندام نوح، از آنجا فرود آمدند.

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز