لغت نامه دهخدا
ضراس. [ ض ِ ] ( اِخ ) دهی است محاذی یمن. ( منتهی الارب ). دهی است در کوههای یمن. ( معجم البلدان ).
ضراس. [ ض ُ ] ( ع اِ ) درد دندان. ( مهذب الاسماء ). || کندی دندان.
ضراس. [ ض ِ ] ( اِخ ) دهی است محاذی یمن. ( منتهی الارب ). دهی است در کوههای یمن. ( معجم البلدان ).
ضراس. [ ض ُ ] ( ع اِ ) درد دندان. ( مهذب الاسماء ). || کندی دندان.
جمع ضریس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((فقدموا الدارع و اخروا الحاسر، و عضوا على الا ضراس فانه انبى للسيوف عنالهام )) (151)