صینی

لغت نامه دهخدا

صینی. ( ص نسبی ) نسبت است به صین ( چین ).
صینی. ( ص نسبی ) نسبت است به صینیه و آن شهرکی است زیر واسط.
صینی. ( اِخ ) حسن بن احمدبن ماهان، مکنی به ابوعلی. او از احمدبن عبید واسطی و از او ابوبکر خطیب روایت کند. وی قاضی و خطیب صینیه بود.

فرهنگ عمید

= سینی

فرهنگ فارسی

منسوب به صین ( چین ) ۱ - از مردم چین چینی. ۲ - ساخته محصول چین: اترج صینی. ۳ - ظرف چینی. ۴ - سینی: خاتون آن خواجه صینیی عالی پر حلوا حضرت خداوندگار فرستاد.
حسن ابن احمد بن ماهان مکنی بابوعلی

جمله سازی با صینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین ترتیب بونصر صینی را مأمور کردند تا به مذاکره با سلجوقیان برود.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز