لغت نامه دهخدا
صفنیا. [ ] ( اِخ ) لفظصفنیا یعنی مخفی شده بتوسط یهوه و او نهمین انبیاء اصغر و پسر کوشی و محتمل است که نوه حزقیای پادشاه باشد. ( کتاب صفنیا1:1 ). تخمیناً در سال 430 قبل از مسیح یعنی در ابتدای سلطنت یوشیای پادشاه، قبل از آنکه اصلاحات آن پادشاه نیکونهاد تکمیل گردد به نبوت شروع نمود. ( صفنیا1:4 و5 ). انهدام نینوی را در باب 2:13-15 نبوت فرمود که گویا در سال قبل از مسیح واقع شد و هم تهدیداتی را که در 1:4-6 برضد بعلیان و چماریم و غیره شده بود اخبار فرمود و بتوسط یوشیا تکمیل یافت. ( دوم پادشاهان 23:4و5 ). نبوتش مشتمل بر دو مطلب و در سه باب مندرج است از آن جمله نبواتی است که بر ضد بت پرستان یهودا و بت پرستان حوالی آن یعنی موآب و عمون و حبش و نینوی و هم بر ضد رؤساء و کاهنان و پیغمبران شرارت پیشه می باشد. در باب 2:1-3 طوایف را بتوبه و انابه دعوت می فرماید.در باب 3:1-7 اورشلیم را از سیاست آینده متنبه می سازد اما کلام خود را با مواعید برکات آمیز و مژده ختم می نماید. طرز عباراتش بعبارات یرمیا شباهت دارد زیرا که در سالهای اول با یرمیا معاصر بود و تاریخ او بعداز آن معلوم نیست. ( قاموس کتاب مقدس صص 556-557 ).
صفنیا. [ ] ( اِخ ) پسر معیا که در زمان سلطنت صدقیا کهانت می نمود. ( دوم پادشاهان 25:18-21، ارمیا 21:1 و 29:25-29 و 37:3 و 52:24-27 ) ( قاموس کتاب مقدس ص 556 ).
صفنیا. [ ] ( اِخ ) لاوی قهاتی. ( اول تواریخ ایام 6:36 ) ( قاموس کتاب مقدس ص 556 ).
صفنیا. [ ] ( اِخ ) پدریوشیا. ( کتاب زکریا 6:1 ) ( قاموس کتاب مقدس ص 556 ).