شیلمه

لغت نامه دهخدا

شیلمه. [ ش َل َ م َ ] ( اِخ ) محمدبن حسن کاتب ملقب به شیلمه. در اول او با علوی بصری بود سپس به بغداد آمد و امان گرفت و باز با بعضی خوارج به سعایت و فتنه پرداخت و معتضد خلیفه او را بر عمود خیمه بر دار کرد و زنده بسوخت. کتاب اخبار صاحب الزنج از اوست. ( از ابن الندیم ).

جمله سازی با شیلمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کانی شیلمه، روستایی از توابع بخش ننور شهرستان بانه در استان کردستان ایران است.

پهن کردن یعنی چه؟
پهن کردن یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز