شوحط

لغت نامه دهخدا

شوحط. [ ش َ ح َ ] ( ع اِ ) نوعی از درخت های کوهی که از چوب آن کمان سازند. آنچه از درخت نبع که در زمین پست روید. ( از منتهی الارب ). درختی است که از آن چوبهای محکم سازند و یا آنکه نوعی از نبع است و یا آنکه بمعنی شریان است که اسم آن بنا به محلی که میروید مختلف است، آنکه در قله کوه روید نبع است و آنکه در جای نشیب روید شریان است و آنکه در پستی کوه روید شوحط خوانند. ( از اقرب الموارد ).درخت که از آن کمان کنند. ( مهذب الاسماء ). اسم عربی درختی است بزرگ و شاخهای او صلب و بی گره و برگش شبیه به برگ بید و از چوب او کمان میسازند. در کلمه «طخش » ابن البیطار گوید: برخی گویند طخش شوحط است، لیکن کلمه شوحط را در ردیف الفبائی کتاب مفردات نیاورده است. ( یادداشت مؤلف ). نبع. شریان ( درخت معروف ). درخت راش. قسمی از درختان کوهی که از آن کمان کردندی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شریان و نبع و راش شود.

جمله سازی با شوحط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این سازمان افرادی چون یتسحاق تسفی، اسرائیل گلعادی، الکساندر زید و اسرائیل شوحط مسئولان این سازمان به‌شمار می‌آمدند. بیشتر اعضای این سازمان نظامی از حزب کار و از نخستین مهاجران روسی به اسرائیل هستند. با این وجود، هاشومیر با نظارت مستقیم حزب کار بر این سازمان مخالفت کرده‌است.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز