شهیره
مترادفها
مشهور، معروف، نامدار
لغت نامه دهخدا
( شهیرة ) شهیرة. [ش َ رَ ] ( ع ص ) أتان شهیرة؛ خر ماده پهن تن فراخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || امراءة شهیرة؛ زنی بزرگ پهن. ( مهذب الاسماء ). زن پهن تن فراخ. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زن پیر. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
امراه شهیره زنی بزرگ و پهن یا ماخوذ از تازی زن پیر.
فرهنگ اسم ها
اسم: شهیره (دختر) (عربی) (تلفظ: šahire) (فارسی: شَهيره) (انگلیسی: shahire)
معنی: بانوی مشهور، دختر نامدار، ( مؤنث شهیر )، مشهور، معروف ( زن )، نامدار و نام آور ( زن )
جمله سازی با شهیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «عدنان ضیاگیل» تاجر معروف اهل استانبول است و بههمراه دخترش «نهال»، پسرش «مراد»، پسر یکی از اقوامش «مهند»، دایهٔ فرزندانش «لمیس»، خدمتکارانش «آقا سلیمان، شهیره خانم، جمیله، سهیلا و بشیر» در خانهای بزرگ زندگی میکند و مدتی است همسرش را بر اثر بیماری از دست دادهاست.