شفل
لغت نامه دهخدا
شفل. [ ش َ ف َ ] ( اِ ) ناخن شتران بارکش. ( از ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ جهانگیری ). سم شتر. سپل شتر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. ناخن شتر.
۲. ناخن فیل.
فرهنگ فارسی
ناخن شتربان بارکش ستم شتر
جمله سازی با شفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تام شفل (انگلیسی: Tom Scheffel؛ زادهٔ ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۴) بازیکن فوتبال اهل آلمان است.
💡 دهستان راستوپی از مجموعه کوههایی تشکیل شده که بلندترین نقطه آن به نام قله اتابک، ۳۲۷۱ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و درههای شفلین نیز منطقه ولوپی را تشکیل میدهند که ارتفاع آنها از جنوب به شمال و متمایل به شرق کاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز ۳۵۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. اختلاف ارتفاع زیاد در فواصل اندک و بالا بودن میانگین شیب زمین سبب شده است که آب و هوا و پوشش گیاهی سوادکوه بهشکل بسیار متنوع و متفاوتی جلوهگر شود.