شعالیل
لغت نامه دهخدا
شعالیل. [ ش َ ] ( ع ص ) متفرق: ذهبوا شعالیل؛ رفتند پریشان متفرق. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). پریشان و متفرق. ( آنندراج ). رجوع به شعاریر شود.
جمله سازی با شعالیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به نظر گروهی از لغتشناسان چون ابوعبیده، فرّاء و جوهری، «ابابیل»، مانند کلمات شماطیط، عبابید و شعالیل جمعی است که مفرد ندارد. عدّهای دیگر، کلماتی را مفرد «ابابیل» دانستهاند، مانند: