لغت نامه دهخدا
شرخری. [ ش َ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل شرخر. مدعاها را خریدن پیش از اثبات در محکمه. ( یادداشت مؤلف ).
شرخری. [ ش َ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل شرخر. مدعاها را خریدن پیش از اثبات در محکمه. ( یادداشت مؤلف ).
عمل شرخر مدعا ها را خریدن پیش از اثبات در محکمه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لطیف شغل شریف شرخری را دارد و مشکلات لطیف و کریم مشرفی حوادثی به همراه دارد و مجموعه طنزی را خلق میکند.