شاهگان
مترادفها
پادشاهان، شاهزادگان
فرهنگ عمید
مربوط به شاه، شاهانه.
جمله سازی با شاهگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرو در زمان اسکندر مقدونی و جانشینانش به نامهای اسکندریه (یونانی: Ἀλεξάνδρεια) و انطاکیهٔ مرغیانه (یونانی: Ἀντιόχεια ἡ ἐν τῇ Μαργιανῇ) نیز شناخته میشدهاست. مرو بزرگ در قرون وسطی معروف بود به «مرو شاهجان» تا با مروالرود که مرو کوچک است اشتباه نشود. ظاهراً شاهجان معرب شاهگان فارسی و به معنی شاهانه و شاهوار است. یاقوت و بعضی نویسندگان دیگر معتقدند که شاهجان به معنی جانِ شاه است. در دارالامارهٔ شهر گنبدی از آجر افراشته شده بود که به قول اصطخری پنجاه و پنج ذراع قطر داشت و زیر این گنبد بود که نخستین جامههای سیاه، رنگآمیزی شد و این رنگ شعار عباسیان واقع گردید.