شاهول
لغت نامه دهخدا
شاهول. ( اِ ) شاغول. شاقول. پاندول ساعت. ( از ناظم الاطباء ). || هر آلتی که حرکت و نوسانی دارد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شاغول و شاقول شود.
فرهنگ عمید
= شاغول
فرهنگ فارسی
شاغول شاقول
جمله سازی با شاهول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاغول یا شاقول یا شاهول جسم یا گلولهای سنگی یا فلزی است که آن را به ریسمانی سبک میآویزند و بنّایان از فراز دیواری که در کار بنا کردهاند فروگذارند تا به راستای آن ریسمان، کجی و برآمدگی دوش دیوار را دریابند. شاغول وسیلهای است که طنابش عمود بر زمین است. از شاغول برای اندازهگیری عمق آب نیز استفاده میشود اما اکنون دریانوردان و ملوانان از فشارسنج یا بارومتر و سونار برای اندازهگیری عمق آب استفاده میکنند. شاغول واژهای فارسی است که به عربی نیز راه یافتهاست