منادیل
مترادفها
دستمال، دستمال پارچه
لغت نامه دهخدا
منادیل. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مندیل. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مندیل شود.
جمله سازی با منادیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن دوران قدیم، استفاده از منادیل ابریشمی با طرحهای بسیار ظریف و خاص، نشانهای از ثروت و جایگاه اجتماعی افراد اشرافی و مرفه بود.
💡 هنگام صرف غذا در میهمانیهای رسمی، قرار دادن منادیل سفید و تمیز در کنار ظروف پذیرایی، اهمیت رعایت آداب معاشرت را به خوبی نشان میدهد.
💡 فروشگاههای زنجیرهای بزرگ مجموعهای از منادیل کاغذی با کیفیت بالا و بستهبندیهای متنوع را برای مصارف مختلف خانگی و تجاری به بازار عرضه میکنند.