شاه گدار

لغت نامه دهخدا

شاه گدار. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان. دارای 315 تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آن غلات و حبوبات و توتون است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
شاه گدار. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کاوبازه شهرستان بیجار. دارای 300 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
شاه گدار. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه. دارای 160 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و حبوبات دیم و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با شاه گدار

💡 سهراب غلامی در ساعت ۲:۴۵ بامداد روز ۲۳ فروردین سال ۱۳۶۱ دستگیر شد. وی در زندان تحت شکنجه قرار گرفت و نهایتاً در ساعت ۱۰:۳۰ شب، روز ۶ شهریور ۱۳۶۱ در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه به همراه غلامعلی گرگین پاوه، دیگر عضو تشکیلات حزب کومله در کرمانشاه اعدام شد. وی در هنگام اعدام شعار «زنده باد انقلاب» و «زنده باد سوسیالیسم» سر داده بود. جسد وی در گورستان شاه گدار در نزدیکی روستای مادریش دفن شد. خبر اعدام سهراب غلامی و غلامعلی گرگین پاوه در روزنامهٔ اطلاعات مؤرخهٔ ۱۰ شهریور ۱۳۶۱ اعلام شد.

💡 شاه گدار سفلی، روستایی از توابع بخش چنگ الماس شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.