شاماتی
متضادها
همدردی، شفقت، دلسوزی
لغت نامه دهخدا
شاماتی. ( ص نسبی ) منسوب به شامات که نام یکی از ارباع نیشابور است. ( انساب سمعانی ).
شاماتی. ( اِخ ) عبداﷲبن احمدبن الحسین معروف به شاماتی و مکنی به ابوالحسین از علمای ادب است و بسال 475 هَ. ق. درگذشته. او راست: شرح دیوان متنبی. شرح حماسه. شرح امثال ابی عبید. ( از اعلام زرکلی ج 4 ص 190 ).
جمله سازی با شاماتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه شامات، واژهای عربی است که جمع شامَة است. شامه؛ خال بدن، اثر و نشان سیاه بر روی زمین؛ لکههای ماه و چون اینها را گویند دهخدا، همچنین به نقل از منتهی الارب و ناظمالاطباء، شامات را جمع «شامه» و به معنی «خالهای زیبایی» آورده و به نقل از «انساب» سمعانی، شاماتی را منسوب به شامات، یکی از ارباع (ربعهای) نیشابور، ضبط کرده است. یاقوت حموی در وجه تسمیه ربع شامات نوشته است هنگامی که عبدالله بن عامر کریز از این ناحیه میگذشت چون منطقه (احتمالاً بخشی از آن) را بایر و بدونکشت دید گفت: «ما هذه الشامات؟» (این خالهای زیبایی چیست؟). از آن پس، این منطقه، شامات نامیده شد.